اغاز کسی باش که پایان تو باشد.
گفتمش دل میخری؟ پرسید چند گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کردو دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستانش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود
نوشته شده در ساعت
توسط یسناومهراز| |
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









